خرید بک لینک

تَحَ

دیرَح توپورجه قلّاجه میلجه فاطیمه ی میش میش بیدانا کَشمیشیم علوپ !
آغا یکیشون گریه کنان اومد گفت که مادربزرگم مُرده مرخصی بدین برم ، پنج دقیقه بعد خبر به اونیکی رسید اونم زاری کنان اومد که بدین برم ... یه نیم ساعت بعد یکیشون اومد که خواهرزنم مرده باید برم ، چند لحضه بعدشم پسر اینی که خواهرزنش مرده اومد گفت که مرحومه ی مغفوره خاله ی منه بدین برم ! بله یه بنده خدا تو یکی از روستاهای کلیبر دنیاشو عوض کرده حالا این چهار نفر کارگر ، کارخونه رو گذاشتن رو سرشون که ما چند ساله که مرحومه رو ندیدیم و باید بریم .
پیام اخلاقی: اینجاس که میگن "در این شرکت از جذب افرادی که دوست و اقوام و آشنا و خاله دارند معذوریم ".

برچسب: نویسنده: حدیث طاهری تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 12:48

صفحه بندی